الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

81

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

سپاهيان دو طرف ، عنان اسبهاى خود را كشيده بودند و به ميدان نگاه مىكردند تا بنگرند كداميك از اين دو قهرمان بر ديگرى غالب مىگردد ، آنها مدّتى طولانى با شمشير با هم نبرد كردند ولى هيچكدام بر ديگرى پيروز نگرديد ، تا اينكه عباس با دقت به زرهء غرار نگاه كرد ، در قسمتى چند حلقهء زره را ضعيف ديد ، در كمين فرصت بود تا از همان ناحيه ، ضربتى سخت بر دشمن وارد سازد ، در اين كشمكش كه قسمتى از زرهء مرد شامى از هم گسيخته بود ، عباس ضربت محكمى به جانب سينهء او زد كه او از ناحيهء صورت بر زمين واژگون شد و به هلاكت رسيد ، سپاه على ( ع ) آنچنان تكبير بلند گفتند كه از صداى تكبير آنها ، زمين و زمان به لزره در آمد ، و عباس در اين ميدان ، سر بلند گرديد ، ناگهان صدائى از پشت سرم شنيدم كه اين آيات را مىخواند : قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ - وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ . : « با آنها پيكار كنيد كه خداوند آنانرا بدست شما مجازات مىكند ، و آنها را رسوا مىسازد و سينهء گروهى از مؤمنان را شفا مىبخشد ( و بر قلب آنها مرهم مىنهد ) - و خشم دلهاى آنها را از ميان مىبرد ، و خدا توبهء هر كس را بخواهد ( و شايسته بداند ) مىپذيرد و خداوند عالم و حكيم است » . ( توبه - 14 و 15 ) . به صاحب صدا متوجه شدم ، ناگهان ديدم امير مؤمنان على ( ع ) است به من فرمود : « اى ابو الاعزّ ، موقعيت دشمن چگونه است ؟ » . جريان پيروزى عباس بن ربيعه را به عرض على رساندم و گفتم : اينك عباس فرزند جدّ شما است كه پيروز شده است ، فرمود او عباس است ؟ گفتم : آرى . امام على ( ع ) به عباس رو كرد و فرمود : اى عباس ! مگر من به تو و عبد الله بن عباس دستور ندادم كه جايگاه خود را نگهداريد و از آنجا بيرون نرود . مطابق روايت عياّشى على ( ع ) فرمود : « مگر من به تو و حسن و حسين و عبد الله بن جعفر ، دستور ندادم كه يا قرارگاه را مراقبت كنيد و يا جبههء جنگ را ؟